تبليغاتX
دیگه از دوستت دارم حرفی نزن
وبلاگ پايانيه من http://dustiye-sadeh.blogfa.com

سلام

وبلاگ پایانیه من  (۱۷ ماهه دیگه همه چیز به پایان میرسه )

(چرخش روزگار اینطوری نمیمونه)

http://dustiye-sadeh.blogfa.com

ممنون از سوگند (که نمی شناسمش)

+ نوشته شده در  86/04/02ساعت 2:16 قبل از ظهر  توسط من  | 

سلام دوسته من ،

* شکست در عشق پایان زندگی نیست *

واسه رسيدن به تو ديگه چيكار كنم ، آخه چقدر خودمو جلوي تو خار كنم

 

آخه چند بار ديگه ميخواي دلمو بشكني

 

آخه دلم چقدر نشست به پاي تو گر يه كرد

 

  نذار تنها بمونم هميشه با گر يه هام ، تو رو خدا بيا يه كاري كن برام

 

دل ديوونه ي منو كسي نميتونه ببينه كه زده به سيم آخررررررررر

 

به خدا عشقي نمونده ، دلم انگاري غروبه ، همه زندگيم خزونه

 

 از تو گذشتم چون نميتونم بمونم پيش تو

 

 از تو گذشتم چون نمي خواستم بشم مديون تو

من رفتم

بازي ديگه تموم شده ، به آخر خط رسيدم

 

معنيه عاشق شدنو ، آخرشم نفهميدي

 

من مرد قصه هات بودم ، تو هم عروس روياهام

 

قصه ي ما به سر رسيد ، دنيا به آخر نرسيد

 

babye

 

چه اشتباهي كردم كه اسمتو آوردم ،

 

تو خيلي خوبي اما فقط در عالم خواب ، حرفهاي عاشقونه همش مال قديمه

 

مثل همون حرفها كه ماها به بهم زديمه ، هر وعده اي دادي

 

به هركسي عمل كن . غصه ها شو يه جوري با مهربوني حل كن ،

 

نذار كه از دست تو راهيه يك سفر شه . گناه تو همين بود نداشتن

 

صداقت ، اما گناه من بود نكردن خيانت ، ديگه خدانگهدار لحظه هاي قيمتي

 

دلي كه بشكنه و كدر بشه شفاف نمي شه 

 

نه ديگه دوستِت دارم محاله باورم بشه، من مقصر نبودم چون تو رو نشناخته

 

بودم ،  اصل مطلب اينه كه برو پي كار خودت ، شايد اشتباهِ اما عاشقا

 

دروغ ميگن ، آدماي مهربون و با وفا دروغ ميگن ، اونهايي كه ميگن كه

 

تا هميشه ديوونَتن  ، بذار بي پرده بگم كه به شما دروغ ميگن ،

 

اونهايي كه فدات بشم تكه كلامشون شده بخدا به تمومه آسمونها

 

دروغ ميگن ، حيف لحظه هاي خوبي كه براي تو گذاشتم

 

حيف حرفهاي قشنگي كه براي تو نوشتم ، حيف رويام كه واسه تو از

 

قشنگيهاش گذشتم ، حيف باوفاييه من ، حيف عشقو اعتمادم

 

حيف عمرمو دقيقم ، راستي حيف سليقه ي من ، حيف احساس طلاييم

 

حيف اون كسي كه دائم عاشقم بود ، حيف كه تو از راه رسيديو اونو

 

دادمش به دريا ، حيف گرماي دستم كه سپردمش به سردي

 

حيف واژه ي خيانت ، حيف چَشم هايي كه به تو گفتم با لبهاي خندون

 

من كه ديگه واسه هميشه رفتم ، ولي اين رسم وفاداري نبود

 

من كه رفتم ولي مزد دستهاي من اين نبود

 

دل من لايق اينكه بندازيش زمين نبوووووووود.

 

The End

 

siavash.lovely@yahoo.com  =>  DELETE shod

 

 

+ نوشته شده در  86/01/11ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط من  | 

 

آخرين پست    10/1/1386

 

 

 

+ نوشته شده در  85/12/20ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط من  | 

عشق مُرده ، ديگه هرگز وجود نخواهد داشت

 

لااقل ديگه تو قلب من نيست و به خاطره ها پيوست

 

نگذاريد حق عشق پايمال بشه ، چه عيبي داره كه بگيم دوستت دارم

 

 

روی هر شانه ، سری وقت وداع می گرید

 

سر من وقت وداع ، گوشه ی دیوار گریست

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه

دنبال تو میگردم دنبال یه تکیه گاه

دنبال اون دلی که تنهایی رو میشناسه

هزار و یک شب من پر از صدای تو بود

گریه هر شب من فقط برای تو بود

سکوت شیشه ایم رو صدای تو میشکنه

 

 

توی قصه هیچ کسی ، من رو برای من نخواست

 

 

+ نوشته شده در  85/12/14ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط من  | 

حس تو ، نبض تو ، دست تو ، خاطره شد

عشق تو ، یاد تو ، اسم تو ، خاطره شد

 

بی تو هر لحظه ی من شکست بی صدا بود

 

حس نوازش تو هنوز رو پوست منه

 

حتی سایه خودم را هم به خاطر تو جواب کردم

 

حالا که رفتني ام با کوله باره خاطره ، نمی خوام حتی بیای یه لحظه پشت پنجره

 

من کاری ندارم با اشکهای تو ، من نمی میرم دیگه برای تو

 

بخدا ، بخدا عشقی که ذلت بیاره کشک عزیز

 

دیگه دیدنم محاله ، دیگه برگشتن خیالهههههههههههههه

 

ديگه تمومه ، عشق منو تو ، دوستت ندارم ، نميخوام تو رو

 

ديگه تمومه ، عشق منو تو ، دوستت ندارم ، خسته شدم من

 

نميخوام ، برو

 

عاشقت بودم ، تنهام گذاشتي ، نفرينم نكن ، تو اينو خواستي

 

فرقي نداره ، عشق تو واسم ، تو ديگه مُردي

 

دور شدي از من ، بهتره باهام نباشيم بي وفايي تموم شه

 

من ميخوام مثل تو باشم دلم نا مهربون شه

 

ديگه دست از سر من بردار ، تو رو خدا برو

 

شدم از هرچي عشق بيزار ، برو

 

برو دل شکستمُ دیگه به دستِ تو نمی دَم ، دیگه کلام عاشقونه ای

 

برای  تو نمی گم ، دیگه مثل تو خوشگلُ قشنگُ بی وفا نمی خوام

 

اگه یه روز برات بمیرم من ، دیگه پیشت نمی یام

 

دیگه پیشت نمی یام ، نمی یام

 

 

رفتي از يادم واسه هميشه

 

و در آخر :

 

اي روزگار پست ، سوختم خاكسترم رو باد برد

 

بهترين يارم منو از ياد برد ، مانده ام تنها در كوچه هاي بي كسي

 

سنگ قبرم را نمي سازد كسي

 

 

 

+ نوشته شده در  85/11/30ساعت 2:25 قبل از ظهر  توسط من  | 

پس از آن غروب رفتن ، اولين طلوع من باش

 

من رسيدم رو به آخر ، تو بيا شروع من باش

 

شب رو از قصه جدا كن ، چكه كن رو باور من

 

خط بكش رو جاي پاي گريه هاي آخر من

 

اسمتو ببخش به لبهام ، بي تو خاليه نفسهام

 

خط بكش رو باور من ، زير سايه بون دستام

 

خواب سبز رازقي باش ، عاشق هميشگي باش

 

خسته ام از تلخيه شب ، تو طلوع زندگي باش

 

من پر از حرفو سكوتم ، خاليم رو به سقوطم ، تشنه ام ، كوير لوتم

 

نمي خوام آشفته باشم ، آرزوي خفته باشم

 

تو نزار آخر قصه حرفمو نگفته باشم

 

 

 

ميخواي بري ، نميزارم ، آخه فقط تو رو دارم

 

ساده نشي ، فكر نكني دست از سرت بر ميدارم

 

تازگيها ببخشيدا ببخشيدا ،

 

تازگيها حس ميكنم يكي داره سر ميزاره ميون ما

 

شايد اصلا درست ميگي تو كجا و من كجا

 

ببخشيدا ، تازگيها كارم شده خدا خدا

 

تو كه شدي سر به هوا ، منم فقط دست به دعا

 

خودت بگو آخه چرا ، ميخواي تموم شه ماجرا

 

تو رنگهاي دنياي ما سفيد كجا ، سياه كجا

 

ببخشيدا ببخشيدا ، يه قولي بود ميون ما

 

تازگيها ببخشيدا ببخشيدا ،

 

تازگيها حس ميكنم يكي داره سر ميزاره ميون ما

 

 

 

می خوام راز عشقمو واسه همه بگمو برم

 

+ نوشته شده در  85/11/20ساعت 2:58 قبل از ظهر  توسط من  | 

براي رسيدن به تو ، پا پيش گذاشتم ، خودم را قسمت كردم

تو را سهم تمام روياهايم كردم ، انصاف نبود

تو كه ميدانستي با چه اشتياقي ، خودم را قسمت ميكنم

پس چرا ، زودتر از تكه تكه شدنم ، جوابم نكردي

براي خداحافظي ، خيلي دير بود ، خيلي دير ...


دوست دارم بروم سر بسرم نگذارید ، گریه ام را به حساب سفرم نگذارید

دوست دارم
بروم

من پريشانتر از آنم که به خود فکر کنم و تو حيرانتر از آنیکه مرا درک کني .

بگذار سر به سینۀ من تا بگویمت

  اندوه چیست ، درد کدام است ، غم کجاست ... 

 

خدايا از تو سپاسگذارم

 

خدايا به خاطر اين که هرگز تنهايم نمي گذاري از تو سپاسگذارم

 

خدايا ! از اين که مي بينم بزرگي چون تو ، همواره مرا زير نظر دارد و

 

هرگز فراموشم نمي کند ، سخت به خود مي بالم .

 

خدايا ! با اين که ناسپاسي نموده ام ، حتي گاهي از رحمت بي

 

کرانت نا اميد شده ام و بنده خوبي برايت نبوده ام ، اما تو مهربان هر

 

زمان که درمانده از همه چيز و همه کس شده ام ، باز هم با آغوش

پذيرايم بوده اي و در نهايت بزرگواري ، حمايتم کرده اي !

 

+ نوشته شده در  85/11/12ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط من  | 

توی قصه هیچ کسی ، من رو برای من نخواست

 

هیچ کسی لباس فکرشو ، رنگ صدای من نساخت

 

دغدغه آدمکا تنها برای من نبود ، هیچ کسی منتظر صدای پای من نبود

 

 

كسي خط دل من رو نخوندش


 زندگي به من هم درسهای بزرگي داد که در هيچ مدرسه اي نياموختم

آنان که بيشتر مي نالند ... کمتر درد ميکشند.

 

آنان که بيشتر مي بالند ... کمتر مي دانند.

 

آنان که بيشتر مي خواهند ... کمتر مي دهند.

 

آنان که بيشتر بيان مي کنند ... کمتر عمل ميکنند.

 

آنان که بيشتر از عشق دم مي زنند ... کمتر از آن بهره برده اند .

 

براي باور کردن افراد , هرگز به حرفها تکيه نکن ، زيرا فراموش خواهند شد .

 

هرگز به چشمها بسنده نکن ، زيرا تغيير خواهند کرد ،

   

براي شناختن شأن افراد به تنها چيزي که نياز داري زمان است . هرگز

 

از پيوندي جديد و در پي ان جدايي و تنهايي نترس ، براي يافتن نياز به

 

گشتن است ! اما بيم داشته باش از اينکه در تشخيص شأن افراد

 

        دچار اشتباه شوي و زندگيت را با آنها در يک کاسه بريزي ...

 

    


دلهای پاکی که گاه گاهی فریب می خورند ، فریب یک ظاهر ، یک لبخند ، یک نگاه ، یک حرف و آنگاه که می شکند دلهای پاک فریب خورده ، آماده می شود برای نبرد ، دلی شکسته در نبرد با زندگی ، عشق ، سرنوشت ، محبت ، رویاهای تیره و تار شده پیامد یک فریب و قلبهای شکسته شده که دیگر نمی خواهند بتبند . اما اگر یک اشتباه ناشی از بی تجربه گی ، لجاجت ، اجبار و دلیلی است که دیگر دست به آن کار نزنیم .

در قسمت  آخرم مینویسم که :

 

اگر موقعه چیدن یک گل خارش رفت تو دستمون

 

دلیل نمی شه دیگه گلی نچینیم یا دیگه گلی رو بو نکنیم

 

 

 

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

 

+ نوشته شده در  85/10/30ساعت 0:48 قبل از ظهر  توسط من  | 

وصيت نامه ام به شرح زير مي باشد :

قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت ‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.

به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد! مواظب باشيد به

تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند. روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است

كه زگهواره تا گور عشق بجست . دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم

كنيد! كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند. شماره تلفن گورستان و شماره

قبر مرا به طلبكاران ندهيد. گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.

از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضور يابم قبلا پوزش مي‌طلبم.

به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.

چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد

                                                                و در آخر

 

خدايا خسته ام خسته تر از آنچه تو مي داني ...

 

نالانم نالانتر از آنکه تو ديده اي ... پريشانم پريشانتر از انکه تو مي شناسي ...

 

هرگز فکر نمي کردم چنين شود ...

 

هرگز فکر نمي کردم که روزي چنين خسته و ناتوان شوم ...

 

اي دل ويرانه , اي دل خسته , اي دل سوخته شاهدم

 

شاهدم که چگونه فنا شدي

 

چه ها که بر سرت نيامد, چه دوري ها که نکشيدي , چه اشکها که نريختي

 

+ نوشته شده در  85/10/19ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط من  | 

ابرای پاییزیه دلگیر من , جوونترای چهره ی پیر من

 

چشمای من بی خبرای ساده , منتظرای دل به جاده داده

 

کاشکی بدونید که دارم هنوزم از اشتباه قبلیتون میسوزم

 

با اینکه هیچکس نیومد پیش من ,

 

تنها نبودم حتی یک دقیقه , با تنهاییم که بهترین رفیقه

 

 

 


نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود ، بـرچـه

گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود، بـر چه ديواري بنويسم که هرگز

پاک نشود ، بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود و سرانجام

بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود ./

 

 

من به خاكستر نشيني ، عادت ديرينه دارم

سينه مالا مال درد ، اما دلي بي كينه دارم

پاكبازم من ولي ، در آرزويم عشق بازي

مثل هر جنبنده اي ، من هم دلي در سينه دارم

در جهان ، صدها هزاران پاكباز ، در سينه دارم

كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان

هديه از سلطان عشق ، بر هر دو پايم پينه دارم

هزار و يك شبي ديگر ، نگفته زير لب دارم

 

 

و در آخر

 

رفاقت تعطیل

 

+ نوشته شده در  85/10/05ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط من  | 

عزیزم خیلی وقته دردت مونده توی دلم , می خوام راز عشقمو

 

واسه همه بگمو برم , یادم میاد روزهائی که بهم قول دادی زیاد,

 

ولی زدی زیر قولت گفتی برو منم میام , باشه در رو ببند برو

 

بیرون بزار تنها باشم , توی تلاطم بغض ثانیه ها رها باشم

 

دستات مال من بود ولی قلبت بود از من جدا , چه شبهایی

 

بخاطرت نشستم وای خدا , میخوای بری , به درک پس از یاد

 

من برو , یادت میاد وقتی گریه کردم گفتم نرو , حالا منم میرمو تو

 

هم تنها باش با دلِ خودت , تمام فکرم توی چشمای تو بود , تا

 

ابد میگم خدا خدا کِی میشه دلم از دلِت جدا , میدونم همش

 

دروغ عشق تو , الهی خونه خرابت ببینم , دیگه از نبودنت نمی

 

سوزم , دیگه حتی چشم به در نمی دوزم , برو اشک نریز با این

 

ناز دِلات , دیگه نمیخوامت باهات نمی مونم , دیگه حتی نمیخوام

 

اسمتو فریاد بزنم , بترس از اون روزی که با من چشم تو چشم

 

بشی , خیلی ساده از من گذشتی من ساده تر میگذرم , آره از

 

جدایی میترسیدم اما حالا میگم بیخیال , این حرفها تکراری شده

 

یه حرفه جدید بیار , کاش میشد ببینمت بهت بگم دیگه از دیدن

 

تو سیره دلم , کاش میشد چشماتو گریون میدیدم

 

بهت گفته بودما یادته؟

 

و در  آخر

 

آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد

 

 

+ نوشته شده در  85/09/13ساعت 2:12 قبل از ظهر  توسط من  | 

هیشکی نگفت یه دختره تنها در این شهر شلوغ بین نگاه هرزه ی

 

مردم سرتا پا دروغ , چه حالی داشت وقتی همه ی آرزوهاش مرده

 

بودن , وقتی که دستای پلید آبروشو برده بودن , هیشکی نفهمید چی

 

کشید وقتی که مرگشو میدید توی هجوم نعره ها هیشکی صداشو

 

نشنید .  

 

بدون دروغ نیست این حرفا داره صحت , همه ی ما ها شدیم

 

یه مار چارو سه خط , مائیم باعث درد مائیم باعث مرگ , حرفا بحثا

 

رفت رو اعصاب شد کابوس بد , دختر ایرانی ناموس تو ناموس من ,

 

چرا کاری کردیم خودش بره پابوس مرگ , چه طوری دلمون اومد با

 

آبروی یه دختر ما بازی کنیم که زندگیش بشه مبهم , در کنج اتاق اون

 

تکیه داده تنها  , خدا اشکو داده بود هدیه به اون شبها , ولی حالا

 

شب و روز چشمها تشنه ی اشک , طوری که دیگه تموم شده بود

 

چشمه ی اشک , میگفت به خدا که ای خدای من فقط یه خواهش :

 

به من بگو همه ی اینها یه خوابه

 

خوذتو بزار جاي این هنرمند تا بدوني که داره از دست اين مردم بيکار چي ميکشه 

ولی خواب نیست دخترک بیدار بود

 

دخترک بازیچه ی جماعت بیکار بود , بیمار شد از تهمت های کثیف و

 

نابجا , ای خدا دختر رو از دسیسه ها نجات بده ,

 

تا حالا همچین بلائی سرت نیومده که اگه بیاد میگی بلا از این بدتر اومده ؟؟؟    

 

ولی کدومه ما خودمونو گذاشتیم جای اون که ببینیم چی میکشه , ما

 

هم بسوزیم پاش , خنجر به دست یک نفر بود و ما همکارشیم که توی

 

جهنم ما هم با اون بسوزیم ,

 

 خطاب به اون پسر که چقدر میتونی کثیف باشی

 

کاری که تو کردی بدتر بود از اسید پاشی

 

تو که حاضری خودتو بکشی واسه حسین , تو که محرم رو سیاه می

 

پوشی واسه حسین , حسین گفت که باشیم آزاد مرد نه اینکه واسه

 

یه سی دی کثیف بکنیم بازار رو گرم , اون دختر زحمت ها کشید تا به

 

شهرتی رسید , واسه لذت بردن از اسمش یه مهلتی بدید

 

با سرعتی عجیب چه تهمتی زدی , تو عقل داشتی

 

خودت رهبر خودتی , ولی ندونسته رفتی عقب گناه , پس بشین

 

منتظر غضب خدا , ولی نه ماهی رو هروقت از آب بگیری تازست

 

و بدون که راه برای بازگشت باز هست , باید راه بست نه تبلیغ بیشتر

 

یه انسان واقعی با همه ی صفات , با انصاف و واقع بین حاضره واسه

 

دفاع , میگم به اونهایی که واسه باقیه حرف تشنه هستن , شک نکن

 

تو همین حالا سی دی رو بشکن

 

 

+ نوشته شده در  85/08/10ساعت 1:14 قبل از ظهر  توسط من  | 

برای بریدن از این دنیا زمان بسیار کوتاهی طول میکشه , سفر کردم , تا دنیای خود را یافتم, آنچه که سرنوشت ما رو رقم میزنه دور از دسترس و اراده ی ماست , ما همه در برابر عشق تسلیمیم , زیرا که عشق احساس نا شناخته ای به ما میدهد , دیگه هیچی   اهمیتی نداره                                                                                          

             

               اونیکه میگفت جونش به جونت بنده , حالا داره به گریه هات میخنده

                 اونی که می گفت بدون تو میمیره دروغ میگه دلش جنس کویره 

              دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش , نگو هنوز میخوای بمونی باهاش

                     خیال نکن بدون اون میمیری , بزار بره نباشه جون میگیری 


براي اون لحظه هاي درد و غمگين گريه كن ، گريه كن كه هيچ چيز نمي تواند جز اشكهايت همدرد تو باشد . دوست دارم در جايي بميرم كه چيزي از عشق را در آنجا چشيده باشم . دوست دارم بر سر مزارم مصيبتهايم را پرستوهاي بهاري بخوانند . دوست دارم گريه هاي عاشقانه’ عاشقانم را اين دنياي بي رحم نبيند.    

                                                           

                                  HELP 


                                  
خدا کنه که حسرت خوشی به قلبت بمونه

یه بی وفا مثل خودت ریشه هاتو بخشکونه

یکی باشه که هر نفس،آتیش به جونت بزنه,بهت خیانت بکنه،زخم زبونت بزنه

کاشکی دلم بدونه که خوبی بهت نیومده

این همه خوبی آخرش ، چی به سر من اومده

پشت سرت هر جا که بری , نفرین من به راهته

به اون چش دربه درت , به اون دل سیاهته

همین قدم که خواستمت ، از سرتم زیادیه

فکر نکنی تو قلب من ، یه لحظه از تو یادیه

خیال نکن به یادتم ، بدون که مردی تو دلم

خودت می دونی جای عشق ، نفرت و کاشتی تو دلم

واسه همیشه از دلم دیگه می زارمت کنار

تموم بی وفایی هات ، از تو بمونه یادگار

حالا که می ری یه نظر ، پشت سرت رو هم ببین

ببین که تنها نمی شم ، تنها تو باختی نازنین

الهی هرکی که رسید پا روی قلبت بزاره

هر چی که با من می کنی ، یه روز به روزت بیاره

اهای رفیق نیمه راه ، ای تو که تنهام می زاری

فقط یه نفرین می کنم تو اوج غربت بمیری

 

+ نوشته شده در  85/07/20ساعت 4:12 قبل از ظهر  توسط من  | 

 
http://h1.ripway.com/09125837251/Sia.mp3