|
وبلاگ پايانيه من http://dustiye-sadeh.blogfa.com
|
ابرای پاییزیه دلگیر من , جوونترای چهره ی پیر من
چشمای من بی خبرای ساده , منتظرای دل به جاده داده
کاشکی بدونید که دارم هنوزم از اشتباه قبلیتون میسوزم
با اینکه هیچکس نیومد پیش من ,
تنها نبودم حتی یک دقیقه , با تنهاییم که بهترین رفیقه
![]()
![]()
نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود ، بـرچـه
گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود، بـر چه ديواري بنويسم که هرگز
پاک نشود ، بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود و سرانجام
بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود ./

من به خاكستر نشيني ، عادت ديرينه دارم
سينه مالا مال درد ، اما دلي بي كينه دارم
پاكبازم من ولي ، در آرزويم عشق بازي
مثل هر جنبنده اي ، من هم دلي در سينه دارم
در جهان ، صدها هزاران پاكباز ، در سينه دارم
كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان
هديه از سلطان عشق ، بر هر دو پايم پينه دارم
هزار و يك شبي ديگر ، نگفته زير لب دارم
و در آخر
رفاقت تعطیل![]()